دیواری که ساخته ای از قامت من بسی بلند تر است حتی سایه ها به آن بالا نمی رسند حالا تو به توانایی خود بناز اما برای فرار من از زندان اندیشه ات دیوار دیگری بساز
آنقدر دلم می خواهد بخوابم که انگار ناخواسته مرگ خود را آرزو می کنم آه خدای من این چه تمنایی ست شاید اگر آزار کابوس ها می گذاشت من نیز می توانستم با رویایی بیدار بمانم