افق اندیشه های رویایی ام همیشه با آفتاب بهار تو طلوع می کند تمامی راه ها چه سهل و چه دشوار به ابتدای تو منتهی می شود برای من تو اولین ی و آخرین چه شب باشی و چه روز چه گذشته،چه امروز من می ستایم ات و دوست ات می دارم و می دانم که می مانی نه به شرمساری که با غرور برای آینده سرود آزادی آبادی و عشق می خوانی وطن ام